دیوار

ایستاده ای آن دور…
نگاه نمی کنی مرا، حرف نمی زنی با من، قهری انگار…
به در می گویی نگفته هایت را، روی دیوارت می خوانم…
از این دور ها تورا نگاه می کنم، زیر چشمی…
و دلتنگی هایم را که دیروز در گوش تو می گفتم، امروز روی دیوارم می نویسم…

۹۰/۸/۱۱

این نوشته در دل نوشت ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>