نه دیگه این واسه ما دل نمیشه


نیستش…

نیستش…نمیدونم کجاست…چه میکنه….ولی میدونم که ندارمش

هیچوقت نخواستم که تورو با چشمات بیاد بیارم…نمیخواستم که تورو تو گم ترین آرزوهام ببینم…نمیخواستم که بی تو به دیوارا بگم هنوزم دوست دارم، آخه تو هول و ولای پریشونی و تورو نداشتن، تو گیر و دار ای بـــابـــا دل تو هیــــچ…حـــال اون خـــوش….

ای بی مروت…دیگه دلی میمونه که جور دل کبوتر بتپه…که با شما از جون زندگیش بگه…بگه که هنوز زندست…هنوز زندست…هنوز زندست…هنوز زندست…

اگه صدا صدای منه…نفس اگه نفس تو…بذار که اون خوش غیرتاش بدونن که دل، دل بابایی، دیگه دل نیست، دیگه دل نمیشه…

این نوشته در نوشته های دیگران ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>